خرید بک لینک
Home Profile Design E-mail Daily زنی که شادی را از دل آشوب می‌قاپد در *L'arte della gioia* با مودستا طرفیم؛ زنی که اصلاً اهلِ سکوت و کنارکشیدن نیست. او بی‌پروا احساساتش را بروز می‌دهد، تمایلاتش را پنهان نمی‌کند و با نگاهی تیز و کنجکاو، پشت ظاهر آدم‌ها را هم می‌بیند. انگار از همان کودکی یاد گرفته که دنیا پر از تناقض، ریا و تاریکی‌ست، اما او بلد است از همین تاریکی‌ها هم برای خودش راهی بسازد. چیزی که مودستا را خاص می‌کند، این است که حتی از امیال و ضعف‌های آدم‌ها هم به نفع خودش استفاده م

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

1. خرداد کلاً ماهِ پرحادثه‌ای هست؛ عادت دارم این رینگِ طلاییِ انگشتِ دومِ دستِ چپِ افراد را همیشه تو این ماه ببینم... بگذریم.2.صبح، یکی از همکارا، با شیشه کوچیکی که گویا قبلا خودم بهش داده بودم، وارد شد و گفت: حیفه اطاقه که اینطوری بی روح شدی، اصن من ازین به بعد هرچی شیشه پیدا کردم که شیک و قشنگ بود، برات میارم تا دوباره اطاقت سبز بشه. 3.ظهر، اون یکی همکاار، با یه جفت جوراب آبی عروسکی پسرانه اومد داخل و همینطور که جوراب رو به سمتم گرفته بود گفت: سایز بچم نیست، تو برش دار. . گفتم به کار من که نم

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

در فصل اول سریال "مثل آب برای شکلات"، در دلِ مکزیکِ آشفته و سنت‌ زده، دختری به نام "تیتا" عشق را پیدا می‌کند، اما اجازه زندگی با آن را ندارد. طبق رسم خانواده، او محکوم است تا خاتمه عمر در کنار مادرش بماند و هرگز ازدواج نکند. اما عشق، چیزی نیست که بتوان با قانون و سنت خاموشش کرد. وقتی "پدرو" برای نزدیک ماندن به تیتا با خواهر او ازدواج می‌کند، سرنوشت مسیری تلخ و پیچیده را پیش روی آن‌ها قرار می‌دهد. تیتا که راهی برای بیان احساساتش ندارد، به آشپزی پناه می‌برد؛ جایی که عشق، اندوه، خشم و اشتیاقش را در

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

آدم ظالم به دنیا نمی‌آید؛ ظالم می‌شود! اما بعضی‌ها مظلوم به دنیا می‌آیند، مظلوم زندگی می‌کنند و مظلوم می‌میرند:

ظلمت ظلم تیره دارد راه

بتو معمور داده‌اند این ملک...

عدل باید جناح و قلب سپاه

خانه ژالمان نه دیر که زود

به فضیحت خراب خواهد بود

دود دل خانه سوز ظالم بس

بدنش را همان مظالم‌ بس

>شعر از اوحدی مراغه ای

> با نگاهی به فیلم خالکوب آشویتس

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

"تو این عالم یهویی نداریم"، اگه یهو بی دلیل گفتی"یا حسین"، "یا صاحب الزمان"، "یاعلی"، بدون این بزرگواران زودتر تو رو یاد کردن و باعث شده اسمشون رو به زبون بیاری. این رو حاج آقایی که روز تاسوعا خونه شهید شهرستانی سخنرانی می کرد، گفت.... بعد دیدم جایی حجت الاسلام عالی هم جایی به این نکته اشاره کرده:"خدایا از تو یک ایمانی می خوام که همیشه تو رو حاضر ببینم ، با خودم ببینم دور نبینم ، غایب نبینم ، همیشه همراه ببینم ، خدا یک یقین و باوری به من بده که بدونم اون چه که به من میرسه تصادفی و اتفاقی نیست !

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

هیچوقت فکر نمی‌کردم یک تست شخصیت آنلاین، آن هم تستی که با تردید روی لینکش کلیک کرده بودم، بتواند دو بار اشکم را دربیاورد.من اصولاً آدمی نیستم که روی لینک‌های تبلیغاتی کلیک کند، آدمی که بخواهم تست شخصیت آنلاین بدهم و حتی بابتش پول پرداخت کنم؛ آن هم برای چیزی که به نظر می‌رسد با هوش مصنوعی ساخته و پرداخته شده باشد. اما ساعت هفت صبحِ پنجشنبه، بعد از دو روز سردرد و سوزش بی‌وقفه‌ی چشم‌ها، بالاخره با بدنی بدون درد از خواب بیدار شدم. گوشی خاموش‌شده‌ی روز قبل را روشن کردم تا پیام‌هایم را بخوانم. بین پی

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

یک. اسمم را نوشته بودم که بروم. شاید حتی قرار بود مدیریت بخشی از کار را هم به عهده بگیرم، اما در لحظه‌های آخر، انگار سعادت آن دیدار از من گرفته شد. هیچ‌وقت قبلاً نرفته بودم؛ در تمام سال‌های دانشجویی می‌دیدم بقیه چندبار، چندبار می‌روند و سهم ما همیشه بی‌نصیب ماندن و حسرت بود...دو. راستش این اواخر در ذهنم نسبت به تصمیم‌های شخص اول کشور تردیدهایی داشتم؛ این‌که چرا در برابر ظلم و زور ایستادگی نمی‌شود، چرا مردم این‌قدر دسته‌بندی شده دیده می‌شوند، چرا فکری به حال این اقتصاد فرسوده نمی‌شود… و خیلی چراه

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

بعضی وقت‌ها آدم‌ها از یه شهر فرار نمی‌کنن؛ از یه زندگی فرار می‌کنن. از نقشی که سال‌ها براشون نوشته شده، از تصویری که بقیه ازشون ساختن، از جایی که دیگه نمی‌ذاره خودشون باشن.مینی سریال ۴ قسمتی "Unorthodox" قصه‌ی اِستیه؛ دختری که در دل یه جامعه‌ی بسته، جایی که برای زن بیشتر از اینکه فرصت انتخاب وجود داشته باشه، وظیفه تعریف شده، یه روز تصمیم می‌گیره همه‌چیز رو پشت سر بذاره و برای اولین بار دنبال خودش بگرده. سریال از رنج یک زن حرف می‌زنه؛ از نگاه‌هایی که در طول تاریخ بارها زن‌ها رو محدود کردن، از جا

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

چند روزی از وقتی "در آغوش نور" رو تموم کردم گذشته، اما هنوز بعضی از بخش‌هاش بی‌هوا میان توی ذهنم. برای همین دلم خواست درباره‌ش بنویسم؛ نه برای اینکه معرفی‌اش کنم یا بگم حتماً بخونیدش، بیشتر چون حس می‌کنم هنوز گفت‌وگوم با این کتاب تموم نشده. اگه بخوام تمام کتاب رو در یه جمله خلاصه کنم، می‌گم این کتاب بیشتر از اینکه درباره مرگ باشه، درباره عشقه.در آغوش نور روایت تجربه‌ی نزدیک به مرگ (Near Death Experience = NDE) بتی جین ایدیه. زنی که بعد از یه عمل جراحی، اتفاقی رو تجربه می‌کنه که خودش معتقده نگاهش

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

ساعت شش عصرِ یکی از جمعه‌های مرداد است.چند روز قبل، استوری نشست کتاب‌خوانی کتاب‌ارائهی اردیبهشت را دیده‌ام و با خودم گفته‌ام بد نیست برای تنوع و کمی فاصله گرفتن از روزمرگی، سری به آن بزنم. این دومین جمعه‌ای است که خودم را به این جمع می‌رسانم؛ جمعی که هنوز خیلی از آدم‌هایش را نمی‌شناسم، اما کم‌کم دیگر غریبه به نظر نمی‌رسند. حدود بیست نفر دور هم نشسته‌ایم. بعضی‌ها کتاب را از کیفشان بیرون آورده‌اند، چند نفر ماگ یا تراول‌ماگشان را کنار دستشان گذاشته‌اند و بعضی هم دفترچه‌های کوچکی برای یادداشت همراه

برچسب: نویسنده: نوید اکبری‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 0:00

صفحه بندی